خرید بک لینک
خدا همان است كه ما مي خواهيم كاش ما همان باشيم كه خدا بخواهد*** نگران آنچه ديگران در مورد تو فكر مي كنند نباش چون آنها نگران اينند كه تو در مورد آنها چه فكري ميكني*** فقري كه همراه با قناعت و رضايت باشد وسيله اي ست براي توجه بيشتر به خدا.*** كافكا ميگويد:همه چيز سياه است. جيمز جويس ميگويد همه چيز خاكستري ست. انيشتن ميگويد:همه چيز نسبي ست. گورگي ميگويد:همه چيز مبارزه طبقه كارگر است. و شريعتي ميگويد:همه چيز آزادي ست.

برچسب: جملات خواندني, نویسنده: محمد تاريخ: دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 15:15

رفتم سوپر ماركت ميگم:يه نوشابه بزرگ بده. ميگه:يعني خانواده باشه؟! ميگم:پ نه پ مجردم بود اشكالي نداره فقط خوب باشه!*** دوستم زنگ زده ميگه:چيكار ميكني؟ ميگم: ماشينمو آواردم تعميرگاه. ميگه: مگه خرابه؟ ميگم:پ نه پ آواردمش تعميرگاه عيادت دوستاي مريضش! *** ماشين رو پارك كردم شمارمو گذاشتم زير برف پاك كن. زنگ زده ميگه: پرايد مال شماست؟ ميگم: پ نه پ بنز بغلي مال منه! شمارمو گذاشتم رو پرايده ريا نشه! *** رفتم دندون پزشكي به دكتره ميگم: آقاي دكتر اين دندون عقلم كج در اومده.اومدم حسابشو برسي! دكتره ميگه:يعني ميگي بكشمش؟! ميگم: پ نه پ گفتم دكتري يكم نصيحتش كني بلكه به راه راست هدايت شه!!*** رفتم به همسايه مون ميگم تخم مرغ داري؟ ميگه: ميخواي غذا درست كني؟ ميگم: پ نه پ ميخوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسي داره!! *** قرص پشه كش گرفتم داداشم ميگه:بايد بذارم تو دستگاه؟! ميگم: پ نه پ صبح،ظهر،شب با يه ليوان آب بده به پشه ها سر يك ماه حالشون خوب ميشه!!

برچسب: پ نه پ,پ نه پ آي پ نه پ, نویسنده: محمد تاريخ: يکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت: 23:51

به ياد ندارم نابينايي به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه كوري؟" *** مادامي كه تلخي ديگران را شيرين ميكني،بدان كه زندگي ميكني... *** هيچ انتظاري از كسي ندارم! و اين نشان دهنده ي قدرت من نيست! مسئله،خستگي از اعتماد هاي شكسته است*** براي زنده ماندن دو خورشيد لازم است؛يكي در آسمان و يكي در قلب...*** در جستوجوي قلب زيبا باش نه صورت زيبا زيرا هر آنچه زيباست هميشه خوب نمي ماند اما آنچه خوب است هميشه زيباست...*** هيچ انساني دوست نداره بميره اما همه آرزو ميكنن برن بهشت! اما يادمون ميره كه براي رفتن به بهشت اول بايد مرد...*** زيباترين عكس ها در اتاق هاي تاريك ظاهر ميشوند؛پس هر موقع در قسمتي تاريك از زندگي قرار گرفتي،بدان كه خدا ميخواهد تصوير زيبا از تو بسازد*** شاد باشيد و از زندگي لذت ببريد!

برچسب: سخنان پر معناي زندگي,سخنان زندگي, نویسنده: محمد تاريخ: يکشنبه 27 مرداد 1392 ساعت: 0:53

آخه چرا ما دوست داريم با غير همجنس هامون دوست بشيم! راحت بگم به چه دردي ميخوره.بنظرم به هيچ دردي نميخوره جز اينكه ما رو به فساد بكشونه. ميخوام باهاتون رك حرف بزنم.شايد اين مطلب من شما رو به راه راست هدايت كنه. تو اين دوستي هاي خيابوني رو كنار بذار و اصلا به فكرش نباش خود به خود از يادت ميره.بعد از خداي مهربون بخواه كه تو رو ببخشه و توبه كن مطمئن باش خدا توبه ات رو مي پذيره. پس اگه ميخواي تو زندگي موفق شي يه يا علي بگو و اون دوست خيابوني ات رو فراموش كن. فقط يادت باشه خدا همه ي توبه كنندگان رو مي بخشه!

برچسب: دوست خيابوني,توبه, نویسنده: محمد تاريخ: جمعه 25 مرداد 1392 ساعت: 21:50

به آنهايي فكركن كه هيچ گاه فرصت آخرين نگاه و خداحافظي را نيافتند. به آنهايي فكركن كه در حال خروج گفتند: "روز خوبي داشته باشي" و هرگز روزشان شب نشد. به بچه هايي فكر كن كه گفتند: "مامان زود برگرد" و اكنون نشسته اند و هنوز انتظار مي كشند. به دوستاني فكر كن كه ديگر فرصتي براي در آغوش كشيدن يكديگر ندارند; و اي كاش زود تر اين موضوع را ميدانستند. به افرادي فكر كن كه بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روي هم مي ايستند و بعد "غرور" شان مانع از "عذرخواهي" ميشود و حالا ديگر حتي روزنه اي هم براي بازگشت وجود ندارد. پس قدر لحظات خود را بدانيد.حتي يك ثانيه را زيرا شايد تا يك ثانيه ي ديگر كسي زنده نباشد. "ديروز" گذشته است و "آينده" ممكن است هرگز وجود نداشته باشد. لحظه "حال" را درياب چون تنها فرصتي ست كه براي رسيدگي و مراقبت از عزيزانت داري. اندكي فكر كن ....

برچسب: فقط كمي بيشتر,اندكي فكر كن, نویسنده: محمد تاريخ: جمعه 25 مرداد 1392 ساعت: 18:46

ميرن 1000 متر زير آب ماهيه رو اذيت ميكنن گاز كه ميگيره ميگن ببينيد چه خطرناكه و وحشيه؟بعد اسم برنامه رو مي ذارن جستجوي هيولا.هيولا تويي ول كن زبون بسته رو!*** يه مقاله خوندم توش نوشته بود بعدازهر20دقيقه كاربا كامپيوتر 20ثانيه به يه جاي دور نگاه كن! از همين جا خدمت صاحب مقاله سلام عرض ميكنم وميگم:آخه عزيزمن،من اگه ميدونستم 20دقيقه ديگه كي ميشه كه4بارچاييم سرد نميشد!*** تفاوت ما با نسل جديد: آن چيست كه بدون آن نميتوان زندگي كرد اما ديده نميشود؟جواب ما: هوا...جواب نسل جديد:وايرلس!*** طريقه رواني كردن دخترا با 2حركت: 1-ازشون عكس بگيريد. 2-عكس رو بهشون نشون نديد!*** اسمش روز طبيعته ولي 364 روز سال سر جمع اندازه اين روز،طبيعت خسارت نميبينه بنده خدا...!!*** بازكجا؟؟؟ سوالي كه حتي اگه ٢سال خونه باشي يهو بخواي از خونه خارج شي حتما ميشنوي!!*** نظرات تون رو بفرستيد! شاد و خندون باشيد:-):-D;-)

برچسب: خنده دور همي,خيلي باحاله, نویسنده: محمد تاريخ: جمعه 25 مرداد 1392 ساعت: 13:30

با تمام وجود گناه كرديم،نه نعمت هايش را از ما گرفت و نه ما را رسوا كرد،بينديشيد اگر اطاعتش كنيم چه ميكند!*** آخه چرا ما آدما گناه ميكنيم!وقتي خداي مهربون به ما ميگه گناه نكنيد خب يه چيزي ميدونه ديگه ولي ما عين خيال مون نيست فقط گناه ميكنيم همين و بس!ولي اون بالايي اينقدر ما رو دوست داره كه ما رو ميبخشه.خدا كنه كه هيچكس گناه نكنه.نمازتون رو بخونيد تا رستگار شويد!

برچسب: گناه, نویسنده: محمد تاريخ: پنجشنبه 24 مرداد 1392 ساعت: 23:20

ژنتيك:ژني كه عامل اصلي تيك زدن در انسان باشد*** خراب: نوعي نوشيدني حاوي تكه هاي خر*** شيردان: آنكه شير خوب را از بد تميز ميدهد*** غيرتي: هر نوع نوشيدني بجز چاي*** پنهاني: قلمي كه جاي جوهر با عسل مي نويسد*** مختلف: مرگ مغزي*** جدول: به كسي گو يند كه نياكانش علاف باشند*** يك كلاغ چهل كلاغ: نبردي ناجوانمردانه بين كلاغ ها*** وانت: اينترنت آزاد و بدون فيلتر*** اسلواكي: نرم و خرامان گام برداشتن*** نيكوتين: نوجواني خوش سيرت*** نلسون ماندلا: نلسون اون وسط گير كرده

برچسب: معني طنز كلمات,طنز, نویسنده: محمد تاريخ: چهارشنبه 23 مرداد 1392 ساعت: 20:42

برده اي هزار بار فروخته شد و هر بار خنديد،يكبار آزاد شد و گريست. مردي كه هميشه طلوع خورشيد در خواب بود،غروب را زيباترين لحظه ي روز مي ناميد. هنگام مرگش طلوع را ديد و فهميد كه تمام عمر در اشتباه بوده. u2029آسمان زمين را بوسيد و درختان شكوفه كردند. آسمان زمين را در آغوش گرفت و بهار شد. گرگي به گله اي حمله كرد اما ديد همه بره هستند.يادش به توله هاي خودش افتاد و دلش نيامد به آن ها آسيبي بزند. ناگهان قصابي رسيد و بره ها را زنده زنده سلاخي كرد. در قلب زندگي كن. از راز سخن نگو. وقتي ديگران آتشين ميشوند تو همچو آب باش. حتي يك لحظه از عشق مي تواند يك لحظه ي ابدي شود و ترس ناشي از آن به اين دليل است كه ما ماهيت عشق را نمي شناسيم.

برچسب: برداشت هاي نغر,جالب,خواندني, نویسنده: محمد تاريخ: سه شنبه 22 مرداد 1392 ساعت: 19:15

در روزگاري كه خنده ي مردم از زمين خوردن توست،پس برخيز تا چنين مردمي بگريند. درصد كمي از انسان ها نود سال عمر ميكنند ما بقي يك سال را نود بار تكرار ميكنند نصف اشتباهاتمان ناشي از اين است كه وقتي بايد فكر كنيم،احساس ميكنيم و وقتي كه بايد احساس كنيم فكر ميكنيم. سرآخر،چيزي كه به حساب مي آيد تعداد سال هاي زندگي شما نيست بلكه زندگي ايست كه در آن سال ها كرده ايد. هميشه در زندگي ات جوري زندگي كن كه "اي كاش" تيكه كلام پيري ات نشود. چه داروي تلخي است وفاداري به خائن، صداقت با دروغگو، و مهرباني با سنگدل...

برچسب: سخنان پر معناي زندگي, نویسنده: محمد تاريخ: دوشنبه 21 مرداد 1392 ساعت: 0:08

چارلز دانشجوي انگليسي با طعنه به دوست و همكلاسي ايراني اش همايون گفت: چرا خانوماتون نميتونن با مردا دست بدن يا لمس شون كنن؟يعني مرداي ايراني اينقدر كارنامه خرابي دارند و خودشون رو نميتونن كنترل كنن؟ همايون لبخندي زد وگفت:ملكه انگليس ميتونه با هر مردي دست بده و هر مردي ميتونه ملكه انگليس رو لمس كنه؟! چارلز با عصبانيت گفت:نه! مگه ملكه فرد عاديه؟!فقط افراد خاصي ميتونن با ايشون دست بدن و در رابطه باشن!! همايون هم بي درنگ گفت:خب خانوماي ايراني همشون ملكه هستن!!

برچسب: خانوم هاي ايراني,ملكه, نویسنده: محمد تاريخ: يکشنبه 20 مرداد 1392 ساعت: 0:52

مرد يعني كار و كار و كار و كار يكسره در شيفت هاي بيشمار مثل يك چيزي ميان منگنه روز و شب از هر طرف تحت فشار مرد موجودي ست هي در حال دو جان برآورد تا برآورد انتظار او خودش همواره در توليد پول ليك فرزند و عيالش پول دار باچه عشقي دايما در چرخش اند گرد شهد جيب او زنبور وار چون كه شب آخر به منزل ميرسد خسته اما با لباني خنده وار جاي چاي و يك خدا قوت به او ميشود صد ليست در پيشش قطار از كتاب و دفتر و خودكارتا اسفناج وپرتقال و زهرمار آن يكي ميخواهد از او شهريه اين يكي هم كفش و كيف ماركدار هرچه ميگويد كه جيبم خالي است هرچه ميگويد ندارم اي هوار نعره ميايد به ما مربوط نيست ما مگر گفتيم ماه هارابيار مرد يعني آن كه با پول پله ميشود درخانه صاحب اختيار مرد يعني سكته يعني سي سي يو ختم مطلب مرد يعني جان نثار خلقتش اصلا به اين منظور بود تا در آيد روزگار از وي دمار

برچسب: شعر طنز,مرد, نویسنده: محمد تاريخ: شنبه 19 مرداد 1392 ساعت: 22:51

صفحه بندی